تبليغاتX
به نام مرگ آخرین بت پرست
حالمان بد نیست غم کم میخوریم کم که نه هرروز کمکم میخوریم

نميدونم كه تورو نفرين كنم يا اين دلم

                         نميدونم كه توحل مشكلي يا مشكلم

 

با تو عاشقانه بودم پس چرا حسرت يك روز عشق موند به دلم

 

                         با تو شاهنامه بودم نه يك غزل

 

با تورودخانه بودم نه يك قنات

 

                              يه روزي من و تو بوديم و حالا

 

من و تنهاي يك عمر خاطرات

 

                             تويه اينغربت پر گرگ حراس

 

دارم مثل ماهيا جون ميكنم

 

                           خستم از تظاهر ايستادگي

 

ديگه خستم از تظاهر ايستادگي

 

                        جاي دندونه هزار گرگ به تنم

 

+ نوشته شده در  شنبه یکم دی 1386ساعت 11:57 PM  توسط امین | 

نميدونم كه تورو نفرين كنم يا اين دلم

 

نميدونم كه توحل مشكلي يا مشكلم

 

با تو عاشقانه بودم پس چرا حسرت يك روز عشق موند به دلم

 

با تو شاهنامه بودم نه يك غزل

 

با تورودخانه بودم نه يك قنات

 

يه روزي من و تو بوديم و حالا

 

من و تنهاي يك عمر خاطرات

 

تويه اينغربت پر گرگ حراس

 

دارم مثل ماهيا جون ميكنم

 

خستم از تظاهر ايستادگي

 

ديگه خستم از تظاهر ايستادگي

 

 جاي دندونه هزار گرگ به تنم

+ نوشته شده در  شنبه یکم دی 1386ساعت 11:52 PM  توسط امین | 

از غم عشق چه ميبايد كرد

به دمي،ديدار ميتوان راضي شد

به تمناي نگاهي ميتوان تشنه ي جانبازي شد

ميتوان دلخوش كرد به كلامي كه شنيد

از دوخط نامه ي سرد مي توان داغ شد شعله كشيد

از جهنم گذري كردو گذشت به گذرگاه رسيد

به گذرگاه تباهي به جنون زعطش فرياد زد،فرياد

+ نوشته شده در  شنبه یکم دی 1386ساعت 10:33 PM  توسط امین | 

درس خوندن پسر ها و دختر ها زمین تا آسمون با هم فرق داره نیاه کن :

 

دخترها:

 

بعضي از اونا واقاً مي خونند وقتي ميرن سر كتاب تا يكي دو ساعت ديگه كلشونو از كتاب بر نمي دارند . عادت دارند زير مطالب كتاب خط بكشند كه بعدا بخونند ولي

 

نمي خونند بعضي هاشون هم كه مثلا درس مي خونند كتاب جلوشونه چشمشون

 

هم روي كتابه ولي حواسشون يه جاي ديگست ،توي دوست پسراشون تو اينكه چه جوري اذيتش كنند و پدرشو در بيارند، تو باقاليا توي .............

 

يه عده اي هم هستند كه به بهونه اينكه مشكل دارن زنگ ميزنند خونه دوستشونو دوستشون هم از خدا خواسته حدود يك ساعت و اندي به طوري كه اشك و دود تلفن در مياد براي هم قصه بي بي چساره تعريف مي كنند.

 

 

 

 

 

و اما پسر ها:

 

يا درس نمي خونند يا وقتي مي خواند بخونند بايد حسش بياد. وقتي حسش مياد كه شب امتحانه . يه كم كه درس  خوندند يه موردي پيش مياد و بهش خيره مي شوند و به يه چيزي فكر مي كنند بعد انگار كه درس خوندند بلند ميشند ميرن استراحت مي كنند بعد از يك ساعت استراحت دوباره ميرند ميشينند فكر مي كنند . وقتي فكرشون تموم شد كتاب را ورق ميزنند يه كم براندازش ميكنند وزنش مي كنند استخاره مي كنند براي خودشون تقسيمش مي كنند ميگند تا ساعت فلان اينقدر مي خونم تا ساعت فلان اينقدر بعد ميرن استراحت كنند . حين استراحت حسشون  تموم ميشه

 

حال ندارند برند  بخونند ولي چون مي دونند فردا امتحان دارند پا ميشند ميرند سر كتابشون.

 

همينجور كه مي خونند هيچي حاليشون نيست چون جاي ديگه فكر مي كنند(لازم به ذكر است كه هيچ وقت در هيچ موقعيتي فكر نمي كنند فقط موقع درس خوندن فكرشون مياد) بعد از نيم ساعت دوباره ميرن استراحت، بعد سه ربع استراحت مي بينند خيلي دير شده .دوباره ميرنند درس بخونند اين بار مي خونند يه چيزايي هم ياد ميگيرند ولي چيزايي كه ياد نمي گيرند را ميذارند كه فردا از دوستاش بپرسند يه كم به معلمشون فحش ميدند مي گند اينارو درس نداده . خلاصه آخرش نميرسند كتاب را تموم كنند فردا ميرند ميبينند كه دوستاشون يه چيزايي مي گند كه تا حالا به گوششون نخورده بعد اعصابشون خرد ميشه اونايي هم كهخونده بودند يادشون ميره به همين سادگي.

 

راستي شما چه جوري درس مي خونيد

 

 

+ نوشته شده در  شنبه یکم دی 1386ساعت 10:8 PM  توسط امین | 

پنج وارونه چه معنا دارد ؟

خواهر کوچکم از من پرسيد 

من به او خنديدم 

کمي آزرده و حيرت زده گفت 

روي ديوار و درختان ديدم 

باز هم خنديدم 

گفت ديروز خودم ديدم پسر همسايه 

پنج وارونه به مينو ميداد 

آنقَدَر خنده برم داشت که طفلک ترسيد 

بغلش کردم و بوسيدم و با خود گفتم 

بعدها وقتي غم 

سقف کوتاه دلت را خم کرد 

بي گمان مي فهمي 

!!!!!! پنج وارونه چه معنا دارد

 

+ نوشته شده در  شنبه یکم دی 1386ساعت 10:6 PM  توسط امین | 

        

دخترها وپسرها ( )

 

 

پسرها:

 

 

پسرها مثل شير مقاوم هستند.

 

پسرها مثل عقاب زرنگ هستند وهمه چيز را زير نظر دارند.

 

پسرها افرادي روشن فكر و آينده نگر هستند.

 

پسرها از غيبت كردن خوششون نمياد.

 

پسرها افرادي با وفا هستند واگر كسي به آنها محبتي بكنه هيچ وقت يادشون نميره .

 

پسرها افرادي خوش گذران هستند و از لحظه لحظه ي زندگي شان لذت مي برند.

 

پسرها افرادي متفكر،باهوش ودر عين  حال عاقل هستند.

 

پسرها افرادي با شخصيت هستند و اجازه نمي دهند كسي شخصيت آنها را خورد كنه.

 

 

و امّا دخترها:

 

 

 

دخترها به خود مغرورند.

 

دخترها مثل موش آب زيركاه هستند.

 

دخترها فوضول خبر چين ودر عين حال حسودند.

 

دخترها سعي مي كنند با خيط كردن خودشونو تو دل پسر ها جا بدن.

 

همين كه يه پسر به آنها نگاه ميكنه قند تو دلشون آب ميشه امّا در ظاهر هيچ   عكس العملي نشان نمي دهند.

 

دخترها مثل گربه بي چشم و رو هستند.

 

خودشونو براي همه لوس مي كنند.

 

دخترها سعي مي كنند با حرف زدن زياد خودشونو شيرين زبون جلوه بدن،امّا اگر دقت كنيد مي فهميد كه هيچ كدام از حرفاشون جالب و قابل شنيدن نيست.

 

بعضي از اين دختر ها از يه فاصله ي خيلي بلند تر از دماق فيل افتادند.

 

همين كه چهار تا دختر دور هم جمع ميشن شروع مي كنند به غيبت كردن از     اين و اون،آن قدر ميگن وميگن كه يك دختر  دو ساله را شوهر ميدن.

 

اين دخترها همين كه تو يك بحثي كم ميارن شروع ميكنن به گريه كردن.

 

در واقع سلاح دخترها گريه كردن است.

 

هميشه اشكشون سر مشكشونه.

 

تا حرفشونو به كرسي ننشونند يك ريز ور ميزنند.

 

بعضي از اين دختر ها هميشه دوست دارن با پسرها كل كل كنند.

 

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم آذر 1386ساعت 1:30 AM  توسط امین | 

من ميگم من و شكستن

چشم فانوسم وبستن

تو ميگي خدا بزرگ ماه و ميده به شب من

من ميگم آخه دلم بود

اون كه افتاده به خاكه

تو ميگي سرت سلامت آينه ها زلال و پاكه

اينه كه فاصله هارو نميشه باگريه پر كرد

يكيمون بهاره سرخوش

يكيمون پاييز پر درد

من ميگم فاصله مرگه بين دستايه تو تا من

تو ميگي زندگي اينه حاصل عشق تو با من

من ميگم حالا بسوزم يا كه با غصه بسازم

توميگي فرقي نداره من كه چيزي نميبازم

من ميگم اينجارو باختي عمري كه رفته نمياد

تو ميگي قصه همين بود  تو يه برگي تويه اين باد

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم آذر 1386ساعت 1:26 AM  توسط امین | 

سلام به نازنینی که...

 دیروز عاشقیمان را بیش از غرورش دوست میداشت

 و امروز عاشقی که رفتن از سخره ها کمی مشکل تر شده

غرورش را بیش از من دوست میدارد...

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم آذر 1386ساعت 1:24 AM  توسط امین | 
گریه کردم اشک بر دلم مرهم نشد

               ناله کردم زرهای از ردرد هایم کم نشد

در گلستانه گل بسیار بوییدم ولی...

              از هزاران گل گلی همچون تو پیدا  نشد...

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم آذر 1386ساعت 1:19 AM  توسط امین | 

من همونم كه هميشه غم و قصه م بيشماره

                                  اونيكه تنهاترين حتي سايه هم نداره

 

 اين منم كه خوبي هام و كسي هرگز نشنا

                           اون كه در راه رفاقت همه ي هستيش و باخته

 

 هر رفيق راهي با من دو سه روزي همسفر بود

                                ادعاي هر رفاقت واسه من چه زودگذر بود

 

 هركي با زمزمه ي عشق دو سه روزي عاشقم شد

                                     عشق اون باعث زجر همه ي دقايقم شد

 

 اون كه عاشق بودي عمري

                                  از جداشدن ميترسيد

 

 همه ي حراس و ترسش به دروغش نمي ارزيد

                                                   چه اثراز اين صداقت

چه ثمراز اين نجابت

                          وقتي قد سر سوزن به وفا نكرديم عادت

                         

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم آذر 1386ساعت 0:46 AM  توسط امین | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
به نام اهورای پاک

سلام دوستان خیلی خوشحالم به وبلاگم سر زدین

من امین

18ساله

از شاهین شهر

دانشجو

همه رودخونه ها بي آب
شكسته قامت مهتاب
براي اين دل عاشق
تمومه زندگي درخواب

نوشته های پیشین
هفته اوّل دی 1386
هفته سوم آذر 1386
پیوندها
پرسپوليس(سميه جان)
زهرا**3تفنگدار**
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

???? ????? ????? ?????